پژوهشگر اجتماعی ودکترای علوم اجتماعی ؛زنان دانشجورا «فرودست فرودستان »می خواند

0
167
پژوهشگر اجتماعی ودکترای علوم اجتماعی زنان دانشجو
پژوهشگر اجتماعی ودکترای علوم اجتماعی زنان دانشجورا «فرودست فرودستان »می خواند

دانشجو آنلاین ۱۳۹۷/۴/۱۳-پژوهشگر اجتماعی ودکترای علوم اجتماعی زنان دانشجورا «فرودست فرودستان »می خواند

پردیس عامری ؛پژوهشگر اجتماعی و جنسیتی و دکترای علوم اجتماعی زنان دانشجو را «فرودست فرودستان» می‌خواند که درقامت علم ؛ کارگری میکنند.
عامری معتقد است :
«حضور کمرنگ زنان در جایگاه هیات علمی دانشگاهی ناشی از اقتدارگرایی اساتیدی می‌داند که مصرانه درصدد حفظ چهره‌ی مردسالار، بزرگسالار و درنهایت سرکوب قدرت خلاق دانشجویان هستند.
چهره‌مردسالارانه‌ای که در تمامی عرصه‌های شغلی زنان، به وضوح دیده‌ می‌شود.

نشانه‌های تحول مفهوم کارگر را در چه می‌بینید؟
«کارگر تنها فردی نیست که صرفا در کارخانه‌ای فعالیت می‌کند، بلکه امروزه طبقه‌ی علمی‌ای در صحنه تلاش برای تامین معاش خود هستند که می‌توان از آنها به عنوان «کارگران علمی» یا «تهیدستان دانشگاهی» نام برد. در این طبقه مانند تمامی دسته‌بندی‌های دیگر، بازهم طبقه‌ی پایین‌تری وجود دارد که گویا در این حوزه هم به نام زنان سند خورده است و آنان را به فرودست فرودستان مبدل کرده است.
دانشجویانی که ازقضا کم هم نیستند را درنظر بگیرید که با اینکه در دوران دانشجویی نسبت به اغلب اساتید خود، شاید تلاش بیشتری در کسب مهارت و علم کنند، اما پا را فراتر از خواست گروه‌های مسلط گذاشته‌اند. ایشان همواره به‌صورت جدی از جانب همین اساتید در ظاهر دغدغه‌مند خود، برای رسیدن به مدارج عالی همچون کرسی هیات علمی؛ سرکوب می‌شوند. برخی از این دانشجویان بی‌مهباتر و برخی نقادانه‌تر نسبت به امور نظر می‌دهند. این باعث می‌شود تا از سمت اقتدارگرایی مردسالارانه و پدرسالارانه اکثریت این اساتیدِ سلبریتی همواره حذف شوند. در واقع این گروه، همواره محذوف بوده‌اند و اغلب دسترسی به هیچ نوع رانت و پول و شهرت خاصی نداشته‌اند تا به وسیله آن بتوانند وارد اعضای هیات علمی دانشگاهی ‌شوند یا به عبارتی دیگر از جایگاه فرودست به فرادستی صعود کنند.

این اقتدار گرایی دانشگاه ناشی از چیست؟
این اقتدارگرایی دانشگاهیان خصوصا افراد صاحب‌رتبه و هیات علمی به دو دلیل است.
اول زن بودن این دانشجویان و دلیل دوم منتقد و مستقل بودن آنهاست.
مجموع این‌ مولفه‌ها باعث شده تا آنها از سمت جامعه صاحب قدرت و تریبون علمی طرد شوند.
اقتدارگرایی دانشگاهیان نه تنها در مرحله‌ی ورود به هیات علمی دامن‌گیر این دانشجویان می‌شود بلکه به محض تلاش برای ورود به قشر اثرگذار و دارای شغل ثابت دانشگاهی و هیات علمی، در مرحله فعالیت هم مانع از کار آنها می‌شود.
در نهایت حتی با ارتقای خود هم کماکان نقش همان عناصر محذوف را خواهند داشت که بالاجبار به‌صورت منفعل درآمده‌اند و این انفعال اجباری، در هیچ کجای تاریخ جهان دائمی نبوده است.

اگر زنان علمی مستقل در پروژه‌های علمی شرکت داشته‌ باشند؛ بازهم به جایگاه فرودست فرودست می‌روند. یعنی این زنان علاوه بر همه موانعی که باید طی کنند با مشکل بزرگتری مواجه هستند. آنهم اینکه در رده علمی خود، متخصص و مستقل هستند و با رانت‌های سیاسی و دولتی ارتباطی ندارد. بحث کار زنان، تامین شغلی و امنیت شغلی زنان به شدت تحت تاثیر سیاست است. اساتید قدرتمند دانشگاهی، به واسطه اقتدار و نفوذ خود، پروژه‌های عظیم علمی را اغلب دریافت می‌کنند و در بین دانشجویان خود برای انجام کار، تقسیم می‌کنند. اما درواقع این دانشجویان هستند که پروژه استاد را انجام می‌دهند.

اما این قشر از زنان دانشگاهی، به دلیل انتقاد به سیاست‌گذاری‌های دولت و قدرت حتی در حد تجمع و فعالیت ۲ نفره هم به سختی می‌توانند همگرا شوند. اما توجه به اینکه گروه‌های کارگری زنان از هم جدا نیستند بهرحال اصل مهمی است. گروه‌های کارگر تحت استثمار می‌توانند در کارخانه باشند، در خیابان خرده‌فروشی کنند یا در خانه‌ها خانه‌داری کنند. زمانی که در هیچ‌جا کار این گروه از زنان در عین درآمدزا بودن، تعریف نشده باشد؛ قشر محذوف هستند.

اینان آتش‌های زیر خاکسترند. این سکوت و خاموشی محصول فضای حاکمیتی است که نقد را به هیچ وجه پذیرا نیست و مربوط به کم‌کاری کارگر علمی یا کارگر کارخانه نیست. اگر در جامعه اصلاحی قرار است اتفاق بیفتد یا از دل کارگر علمی خارج شده و به بدنه اجتماعی وارد می‌شود، یا از کف جامعه بیرون می‌آید و با کارگر علمی پیوند می‌خورد. اما این اصلاح ساختار اجتماعی به هیچ وجه تا زمانی که حاکمیت از سرکوب شدید دانشجویان و کارگران دست نکشد، اتفاق نخواهد افتاد. باید بدانیم که این سکوت و خاموشی به معنای نبودن اعتراض نیست.
توضیح ازدانشجو آنلاین:
این مقاله بخشی از زن ستیزی حاکم برایران تحت حاکمیت واپسگرایان را نمایان می سازد که در طی یک سرکوب چهل ساله علیه زنان بخوبی آن را نمایان کرده است .
درایران تحت ستم نه تنها زنان دانشجو استاد و تحصیل کردگان و فارغ التحصیلات ستم مضاعف شده اند بلکه تمامی اقشار اجتماعی اززنان کارگر؛ زنان خانه دار؛ زنان نویسنده ؛ زنان نقاش و هنرمندووو
واقعیت این است که زن درحکومت آخوندی یک موجود درجه دوم محسوب می شود و این از اندیشه ضد بشری ولایت فقیه نشات می گیرد؛
اما باید این ستمگران بدانند که خروش زنان ایرانی علیه زن ستیزی نه تنها خاموش نبوده ونیست بلکه همواره زنان ایرانی پرچمداران نبردی چهل ساله با اندیشه زن ستیزانه بوده وهستند .
اکنون نیز در قیامهای سراسری نقش بی بدیل زنان ایرانی نشان دهنده این است که مرتجعین از همان نقطه ای که هرگز تصورش را نمی کنند سرنگون خواهند شد.

پژوهشگر اجتماعی ودکترای علوم اجتماعی زنان دانشجو
خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95
#دانشجو_آنلاین
#دانشجو_براندازم

گذاشتن پاسخ