دست نوشته دانشجوی زندانی در زندان فشافویه ازکشته شدن شهیدعلیرضا شیر محمد علی

0
326
دست نوشته دانشجوی زندانی
دست نوشته دانشجوی زندانی در زندان فشافویه ازکشته شدن شهیدعلیرضا شیر محمد علی

دانشجو آنلاین۱۳۹۸/۴/۲۰-دست نوشته دانشجوی زندانی در زندان فشافویه ازکشته شدن شهیدعلیرضا شیر محمد علی

دست نوشته دانشجوی زندانی در زندان فشافویه ازکشته شدن شهیدعلیرضا شیر محمد علی

بخشهایی ازمحمد شریفی مقدم دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف محبوس در زندان فشافویه

اسفند ۹۶ و در جریان یکی از بازجویی‌ها چهار روز را در تیپ یک و در بند ۱۱، بندی که علیرضا شیرمحمدعلی در آن کشته شد، سپری کردم.
۹ سلول کوچک و کریدوری با عرض ۳ متر که در انتها به سه سرویس در سمت راست و سه حمام در چپ ختم می‌شد.
تصویری که مدتی است مقابل چشمانم نقش بسته و با روایت برخی زندانیان و نگهبانان از فرود آمدن «تیزی» بر گردن این زندانی سیاسی که شجاعت و اراده‌اش را تنها بریدن رگ‌های گردنش می‌توانست پایان دهد همراه شده است.

غم‌بارترین ماجرا اما اعتصاب غذای او درست چند ماه پیش از رُخ دادن این فاجعه بود.
اعتصاب غذا در اعتراض به نقض قانون تفکیک جرایم توسط سازمان زندان‌ها و دستگاه قضا.
دوباره به تصویر بند ۱۱ برمی‌گردم و به روایت‌هایی که شنیده‌ام. یکی دیگر از این روایت‌ها را زندانی سیاسی دیگری در همان تیپ برایم تعریف کرد وقتی از او درباره قاتلین پرسیدم این‌گونه پاسخ داد:
«معاون دادستان تهران چند ماه پیش به زندان آمد و با برخی از زندانیان پخش شده ملاقات کرد، گفته بود که شرح وضعیت را به دادستان کل و معاون قوه قضائیه رسانده‌ام.
دو هفته قبل از قتل علی‌رضا، خانواده زندانیان به اصغر جهانگیر رئیس سازمان زندان‌ها نامه می‌نویسند و از شرایط خطرناک بچه‌هاشون می‌گویند. این نامه به پیشنهاد غلامرضا مقتدایی، بازرس اداره‌کل سازمان نوشته شده بود. مقتدایی حداقل دو بار در شش ماه گذشته به زندان آمده بود و با برخی از زندانیان هم دیدار کرده بود و کاملا می‌دانست در چه شرایط خطرناکی هستند.
مصطفی محبی مدیرکل استان تهران سازمان زندان‌ها کسی بود که در ۷ شهریور ۹۷ دستور مستقیم انتقال ۵۰ زندانی عقیدتی سیاسی به بندهای مختلف زندان فشافویه، هر بند دو نفر را داد. خانواده‌ها و زندانیان بالای صد بار به هدایت فرزادی، رئیس زندان، درباره نقض قانون گفته بودند و هر بار گفته بود من این کار را به دستور و نامه مستقیم از قوه قضائیه انجام داده‌ام و تنها دستورات قوه را اجرا می‌کنم.
خودم هربار عظیمی، معاون سلامت زندان را می‌دیدم به او می‌گفتم که در برابر جان بچه‌ها مسئولی و او می خندید.
محمد، من چهره قاتلین را دیدم اما نه در پشت میله‌های زندان بلکه در جلوی این میله‌ها.»
در این یادداشت به برخی ابعاد این مهم می‌پردازم. (روایت‌های آورده شده از دوستان دانشجو و رفقای درویشم در بندهای زندان فشافویه و قرچک است.)

آن‌چه رُخ داده این است که در دو سال اخیر، به طور خاص، بسیاری از زندانیان عقیدتی سیاسی برای گذران محکومیت به زندان‌ها و بندهای جرایم قتل، سرقت، نزاع و درگیری و … فرستاده شده‌اند.
اقدامی خلاف قوانین بالادستی و متن آئین‌نامه داخلی سازمان زندان‌ها. اولین پرسشی که به ذهن متبادر می‌شود این است که چرا قوه قضائیه و سازمان زندان‌ها این‌گونه آشکار به زیرپاگذاشتن این قانون اصرار می‌ورزند.
امری که در شش ماه گذشته لااقل جان دو زندانی سیاسی را در فشافویه و قم گرفته است.

اغلب این عمل به عنوان ابزاری برای اعمال فشار و تنش بر زندانی صورت می‌گیرد. تلاش برای «شکستن» زندانی و اظهار پشیمانی شاه‌کلید برخورد نیروهای امنیتی برای تکمیل پرونده است.
انتقال زندانی به بندهای ناامن که خطر جانی بر او مترتب است از جمله این اقدامات است. بندهایی که در آن با تطمیع زندانیان وابسته امکان ایجاد هرگونه تهدیدی برای زندانی وجود دارد.
یک زندانی سیاسی در بند پنج تیپ یک زندان فشافویه فضای ناامن بند را این‌گونه شرح می‌دهد:
«بند ما ۵۰۰ زندانی دارد، ۱۶ اتاق و هر اتاق ۵ تخت سه طبقه، عملا دویست نفر کف خواب هستند. من خودم هم تا یک‌ ماه پیش تو کریدور کتابی می‌خوابیدم.
هر صبح از هر اتاق یک نفر مسئول ساختن تیزی در هواخوری می‌شه. لبه کانال‌ها، نرده‌ها و نبشی‌های سقف رو می‌سابند و تیزی و نیمچه و قمه می‌سازند. به جز نزاع‌ خُرد، لااقل هفته‌ای یک‌بار یک درگیری حسابی داریم که یکی دو ساعت طول می‌کشه. من این جور وقت‌ها اگر شانس یارم باشه تو یکی از دست‌شوئی‌ها قایم می‌شم. کشته و زخمی شدن آدم‌ها برای زندان اهمیتی نداره. وقتی یک متر هم برای هر نفر فضا نیست این درگیری‌ها عملا اجتناب ناپذیره.»

دانشجویی که قلمش را شکسته‌اند و لب و دهانش را دوخته‌اند با علم به احتمال بازداشت به فعالیت ادامه می‌دهد، کارگر و معلمی که نان خانواده‌شان قطع شده است از فریاد برای احقاق حق‌شان دریغ نمی‌کنند و بسیاری کنشگران دیگر به همین ترتیب. همین موضوع حاکمیت را بر آن داشته است تا با نقض قانون تفکیک جرایم، احکام حبس برای زندانیان سیاسی را با یک «خطر و احتمال مرگ» پیوست کند که پیام بازدارنده آن برای مردم و کنشگران اجتماعی این است: هر کس اعتراض کند یا طور دیگری بیندیشد نه به حبس بلکه به «حبس با احتمال مرگ» محکوم می‌شود.

انکار هویت زندانی سیاسی چرا

شایان ذکر است که سخنگوی قوه قضاییه در رابطه با کشته شدن زندانیان سیاسی که در زندان های نظام منحوس اتفاق می افتد گفت:
ما زندانی سیاسی نداریم و اینها زندانی امنیتی هستند
این شیوه وروش دیکتاتورهاست که می خواهند زندانی سیاسی هیچ هویتی نداشته باشد تا با دست باز هرشکنجه و فشاری که می خواهند برسر زندانیان بیاورند

خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95
#دانشجو_آنلاین

نظر بدهید