داستان غم انگیز زحمتکشان و رنجبران ایران ؛دلی پردرد از فقرو ناداری چه کسی پاسخگوی آنان است ؟

0
395
داستان غم انگیز زحمتکشان
داستان غم انگیز زحمتکشان و رنجبران ایران ؛دلی پردرد از فقرو ناداری چه کسی پاسخگوی آنان است ؟

دانشجو آنلاین ۱۳۹۶/۱۰/۲۳- داستان غم انگیز زحمتکشان و رنجبران ایران ؛دلی پردرد از فقرو ناداری چه کسی پاسخگوی آنان است ؟

داستان غم انگیز زحمتکشان و رنجبران ایران ؛ دلی پردرد از فقرو ناداری چه کسی پاسخگوی آنان است ؟

گزارشی   در باره وضعیت دردناک کارگران مشهد

سراغ هر کدام از کارگران که بروید دلی پردرد دارند. یکی روزهای پایانی تقویم را یادآوری می‌کند و می‌گوید: «سال تمام شد، اما خبری از حقوق نیست. الان بیشتر از چهار ماه است که حقوق نگرفته‌ام!» آن یکی هم از حقوق می‌نالد و می‌گوید: «فکری برای دستمزد و مشکلات کارگران کنید.» یک نفر هم با دو‌‌دو‌تا چهارتا حرف می‌زند و می‌گوید: «یک‌و‌نیم میلیون‌تومان را چطور تقسیم کنم که دست آخر هشتم گروی نهم نشود؟» گُل همه گلایه‌ها هم به قراردادهای موقت و تعدیل نیرو ختم می‌شود.

یکی از اتباع جوینده کار، درحال یادداشت‌کردن شرایط کار است. از او حال و روز کارِ اتباع در مشهد را جویا می‌شویم. خودش را تبعه افغانستانی معرفی می‌کند که ۴٠ سالی است در ایران و مشهد ساکن است. می‌گوید: سال‌های قبل شرایط کار برای ما در ایران آسان‌ بود. الان سخت‌گیر شده‌اند و با وجودی که کارت اقامت داریم، اجازه نمی‌دهند هر نوع شغلی داشته باشیم.

این گفته‌های تعدادی از کارگران مشهد است که در مقابل اداره کار این شهر بیان می‌کنند. بیشترین شلوغی محوطه اداره کار مربوط به باجه کپی است که درست روبه‌روی در ورودی قرار دارد. هرکسی هم که کپی می‌گیرد یک‌راست سراغ میزهای سمت چپ محوطه می‌رود تا فرم‌هایش را پر کنند.

چند مرد و زن کنار همان میزها در‌حال پرکردن فرم‌ها هستند. سراغ یکی از آنان که می‌رویم، حاضر نیست علت حضورش را بگوید. این مراجعه‌کننده فقط یک جمله بیان می‌کند: دنبال دردسر نیستم.

با این جواب، یکی از مردهایی که گوشه دیگر میز در‌حال پرکردن فرم بود، نیم‌نگاهی به ما دارد و می‌گوید: درباره چه چیزی سؤال می‌کنید؟ آدم‌هایی که اینجا می‌آیند دو حالت دارند؛ یا اخراج شده‌اند و دنبال بیمه بیکاری هستند یا اینکه حقوق نگرفته‌اند.

داستان غم انگیز زحمتکشان 

بیکار شدن برای ٢٠٠ هزار تومان

خودش را یکی از پرسنل تعدیل‌شده در یکی از آژانس‌های مسافرتی معرفی می‌کند و می‌گوید: حدود سه‌سالی با این آژانس هواپیمایی همکاری می‌کردم. اوایل امسال بود که یک آژانس‌ هواپیمایی دیگر به من پیشنهاد کار داد. صادقانه با مدیر آژانس این پیشنهاد کاری را مطرح کردم و او گفت که به کار و توان من نیاز دارد. منِ ساده حرف‌هایش را باور کردم، هنوز چند‌ماه نگذشته بود که مهر ماه اعلام کرد نیازی به من ندارد و من و دو نفر دیگر از پرسنل آژانس را تعدیل کرد. او در توضیحاتی ادامه می‌دهد: پیگیری که کردم، معلوم شد یک نفر حاضر شده با ٢٠٠‌هزار تومان کمتر از من در این آژانس کار کند و مدیر آژانس هم با پیشنهاد او تصمیم می‌گیرد از نیمه دوم سال، قرارداد من و دو نفر دیگر را تمدید نکند. حالا هم آمده‌ام شکایت کنم ببینم به کجا می‌رسم.

داخل ساختمان اداره کار مشهد، شلوغ‌تر از محوطه است. عده‌ای جلوی اتاق‌ها و صندلی‌هایی که گذاشته شده نشسته‌اند تا نوبت به آنان برسد. عده‌ای در مسیر پله‌ها پرونده به دست و بین طبقات بالا و پایین می‌روند. برخی هم انگار با رفت‌وآمدهای مکرر که داشته‌‌اند، مسیر و نقشه راهی را که باید داخل ساختمان طی کنند، کامل می‌دانند و در همان بدو ورود به ساختمان و بدون سؤال و جوابی از اطلاعات اداره کار، سراغ راه‌پله‌ها می‌‌روند.

بیمه‌ای که گاه و بیگاه ریخته می‌شود

داستان غم انگیز زحمتکشان

فقط مردان نیستند که به‌دنبال خواسته و مطالبه‌ای اینجا آمده‌اند؛ زنان هم هستند. یکی از زنان درباره علت حضورش می‌گوید: چهار سال در یک تولیدی‌های پوشاک کار می‌کردم. با زیاد‌شدن لباس‌های چینی ارزان‌قیمت، سفارش‌های تولیدی کارگاه ما کم شد. انتهای سال گذشته هم کارگاه تق‌و‌لق شد. در این یک‌سالی که گذشت هر‌چند ماه رئیس کارگاه، چند‌نفری را بیرون می‌کرد. هر ماه استرس داشتم که حتما ماه بعد نوبت من است.

خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95

گذاشتن پاسخ