افشای یک ترفند جدی سرکوبگرانه علیه جنبش دانشجویی

0
194
افشای یک ترفند جدی سرکوبگرانه علیه جنبش دانشجویی
افشای یک ترفند جدی سرکوبگرانه علیه جنبش دانشجویی

دانشجو آنلاین ۱۳۹۷/۴/۱۰-افشای یک ترفند جدی سرکوبگرانه علیه جنبش دانشجویی

یکی از مهمترین اهرمهای استمرار دیکتاتوری تجزیه اقشار اجتماعی برای استمرار سرکوب و غارت است. از جمله اینکه دانشجویانی را که دستگیر کرده اند بازجو آنها را زیر شکنجه برده و به آنها گفته به شما چه که بقیه تظاهرات داشتند.

شما اگر اعتراض به مشکلات صنفی دانشجویی دارید خوب در دانشگاهتان بکنید. چه معنایی دارد که دانشجو بیاید بیرون و برای بقیه اقشار سینه بزند. البته این مورد را حتی وقیحانه دادستان جنایتکار اهواز در مورد یکی از دستگیرشدگانی که در تظاهرات کارگران فولاد اهواز بازداشت کرده بودند اعلام کرد که این فرد کارگر نبوده است. و می بینیم که همبستگی با اقشار دردمند و زحمتکش میهن در منطق فاشیسم حاکم جرم است. یا در مورد قیام بازاریان در تهران رسانه های حکومتی پر از این ادعاست که کسان دیگری غیر از بازار در این تجمعات شرکت کردند. چرا که در منطق فاشیسم مذهبی همبستگی با اقشار تحت چپاول حاکمیت آخوندی جرم است. حالا تئوری آنها چیست؟ چیزی جز یک تئوری دیرینه استبدادی نیست که می‌گوید: «تفرقه بینداز و حکومت کن»! دانشجو باید سرش در لاک خودش باشد. اول نباید به مشکلات جامعه فکر کند. دوم نباید به مشکلات دانشگاههای دیگر فکر کند. سوم نباید به مشکلات دانشکده های دیگر فکر کند. در آخر هم فقط باید به فکر خودش و درس و کلاسش باشد و زودتر هم دانشگاه را ترک کند و اگر نه با چماق «سنوات» بیشتر غارت می‌شود و با چماق «زندان طویل المدت» خواهد شد.

چه زیبا برتولت برشت این منطق فاشیستی را در رابطه با فاشیسم هیتلری به شعر آورده است:
اوّل به سراغِ یهودی‌ها رفتند
من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم.
پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند
من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم.
آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند
من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم.
سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید
کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم.
سرانجام به سراغِ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند…

افشای یک ترفند جدی سرکوبگرانه علیه جنبش دانشجویی
این داستان البته به صورت تمثیلی در کتاب کلیله و دمنه آمده و شاید گفتن آن خالی از لطف نباشد.
شیری میخواست سه گاو را بخورد اما زورش نمیرسید و هر بار به آنهاحمله ؛ می کرد سه تا گاو باهم حمله شیر را دفع می کردند.
با خودش فکر کرد چکار می تواند بکند که هر سه آنها را بخورد. بالاخره به این نتیجه رسید که آنها را از هم جدا کرده و یکی یکی بخورد. این گاوها هر کدام یک رنگ بودند. یکی زرد یکی سیاه و یکی سفید. رو کرد به گاو سیاه گفت آخر که گاو سیاه نمی شود.
گاو رنگش یا زرد است یا سفید. و بعد رو کرد به گاوهای زرد و سفید و گفت:
شما چقدر ابله و «گاو» هستید که گاو سیاه را در خودتان جا داده اید. خلاصه آنقدر روضه تمایز ماهوی بین رنگ گاوها را برجسته کرد که گاو زرد و سفید بالکل از حمایت گاو سیاه دست برداشتند و شیر در این نقطه به گاو سیاه حمله کرد و آن را از پا درآورد.
پس از چند روز که دوباره گرسنه اش شد رفت سراغ دو گاو و گفت: آخر کجای عالم گاو سفید است. همیشه گاوها زرد بوده اند .این معلوم نیست از کدام دسته حیوانات است که خودش را قاطی گاوها کرده است. به این ترتیب بین این دو جدایی انداخت و گاو سفید را خورد. وقتی گاو زرد تنها شد گفت حالا نوبت توست که تو را بخورم. گاو زرد گفت: تو امروز مرا نخوردی آن روز که گاو سیاه را از ما جدا کردی ما را خوردی!
حالا میرسیم به جنبشهای اجتماعی اعم از دانشجویی، کارگری، معلمان، بازاریان و سایر اقشار جامعه.

افشای یک ترفند جدی سرکوبگرانه علیه جنبش دانشجویی 
خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95
#دانشجو_آنلاین
#دانشجو_براندازم