لحظاتي با قربانيان اسيد پاشي در اصفهان

28 مهر 1393 - 

سه هفته از اولین اسیدپاشی در اصفهان گذشته است. تا همین چند روز پیش فرماندار اصفهان تنها وقوع دو مورد اسیدپاشی را تایید کرده بود. جانشین فرمانده انتظامی اصفهان گفته، پلیس در حال برنامه‌ریزی برای شناسایی متهمان است و جانشین فرمانده ناجا نیز گفته است، چهار مورد اسیدپاشی رخ داده و به سرنخ‌هایی رسیده‌ایم. گرچه فرماندار اصفهان سریالی بودن و ارتباط اسیدپاشی‌ها به موضوع بدحجابی را تکذیب کرده بود، اما یک روز بعد از این تکذیب، اظهارات فرماندار اصفهان بود که تکذیب شد و مشخص شد اسیدپاشی‌ها هم سریالی بوده و هم مرتبط با آنچه اسیدپاشان بدحجابی می‌پنداشتند. در همین حال شایعه شده یک پیام  وایبری برای مشترکان تلفن همراه  با این مضمون ارسال می شود که روی صورت خانم‌های بی حجاب تهرانی اسید پاشیده می‌شود، این در حالی است که سرهنگ محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران عصر دیروز اعلام کرد این خبر شایعه است و در تهران هیچ اسید پاشی رخ  نداده است.خانواده قربانیان اصفهانی مدعی شدند که اسیدپاش‌ها قبل از پاشیدن اسید گفته‌اند: «ما با بدحجابان مقابله می‌کنیم.» چند روز از انتشار خبرهای مربوط به اسیدپاشی در اصفهان نگذشته بود که کاربران شبکه‌های اجتماعی به مقایسه سرعت عمل پلیس در موضوعاتی دیگر پرداختند. حالا نماینده اصفهان هم صدایش درآمده است. علی ایرانپور دیروز گفت که هنوز هیچ‌یک از عاملان اسیدپاشی اصفهان توسط دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی شناسایی نشده‌اند. متاسفانه خلأ قانونی و اجرا نشدن قانون موجود موجب آسوده‌خاطر شدن متخلفان و فرصت‌طلبان شده است. همچنین قره‌سید رومیانی، سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی، وقایع اسیدپاشی اصفهان را «یک توطئه علیه یک خانم محجبه» عنوان کرد و گفت که نباید در این زمینه خلط مبحث صورت گیرد؛ البته مشخص نیست که منظور رومیانی از توطئه چه بوده است. اما اظهارات قربانیان حادثه و شاهدان عینی، با اظهارات فرماندار اصفهان و سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس متفاوت است.
 
گفت‌وگو با دومین قربانی
«تمام تنم می‌سوخت و از درد فریاد می‌زدم، فقط تنها کاری که کردم این بود که لباس‌هایم را از تنم خارج کنم، اما مردمی که دورم جمع شده بودند به‌جای اینکه رویم آب بریزند می‌گفتند چرا لخت شده‌ای؟ لباس‌هایت را تنت کن.» سهیلای 27 ساله اینها را در حالی می‌گفت که تمام صورتش باندپیچی شده بود و به سختی حرف می‌زد. چشم چپش اگر عفونت نکند و عمل جراحی موفقی داشته باشد، 20 درصد بینایی خواهد داشت و چشم راستش به‌طور کامل نابینا شده است. روی یکی از تخت‌های بخش زنان بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری خوابیده بود و هر دو دست، دو پا و تمام صورتش با باند پوشیده شده بود. به گفته مادرش، دکتر قریشی که در اصفهان او را ویزیت کرده بود دستور داده هر پنج ساعت یک بار حتما چشم چپش شست‌وشو شود، این در حالی است که می‌گفتند حدود 16 ساعت پس از شست‌وشوی قبلی چشم سهیلا، هنوز چشم او را شست‌و‌شو نکرده‌اند و این موضوع باعث رنجش سهیلا و پدر و مادرش بود. ساعت هفت شب چهارشنبه گذشته بود که سهیلای 27 ساله دو نفر از دوستانش را در خیابان بزرگمهر اصفهان از خودرو پیاده کرد و بلافاصله صدای یک موتوری را در نزدیکی خود شنید. سهیلا به محض دیدن موتورسیکلتی که کنارش توقف کرده بود احساس کرد چشمان و صورتش به‌شدت می‌سوزد و پس از چند ثانیه متوجه شد او قربانی جدیدترین اسیدپاشی‌های سریالی شده که این روزها در اصفهان در حال وقوع است. سهیلا سعی می‌کند روی تخت بنشیند، اما سوختگی‌های کمر و دستش این اجازه را به او نمی‌دهد. ناله‌ای از ته دل می‌کشد و ادامه می‌دهد: «داشتیم از استخر برمی‌گشتیم.در خیابان بزرگمهر دوستانم از خودرویم پیاده شدند و بلافاصله این اتفاق افتاد.من هم فوری لباس‌هایم را از تنم خارج کردم و روی آسفالت خیابان افتادم.» او با اشاره به اینکه مردمی که دورش جمع شده بودند افراد بسیار کم‌اطلاعی بودند، گفت: «هیچ‌یک از افرادی که دورم جمع شده بودند رویم آب نریختند و فقط سعی داشتند لباس‌هایم را رویم بیندازند و می‌گفتند بدنش معلوم است.» او ادامه داد: «دو نفر مرا بلند کردند و روی صندلی عقب خودرویم گذاشتند، در صورتی که روی صندلی عقب پر از اسید بود و دوباره در آنجا کمرم هم با اسید سوخت.» به گفته سهیلا، اولین بیمارستانی که او را پس از حادثه به آنجا منتقل کردند بیمارستان سوختگی کاوه بود. از بیمارستان کاوه نیز سهیلا به بیمارستان فیض اصفهان منتقل شد و اولین جایی که چشمان و صورت او را شست‌وشو دادند، همین بیمارستان بود. سهیلا در این‌باره به خبرنگار ما گفت: «در بیمارستان فیض که بودم، شنیدم پزشکان گفتند صورت و چشمانش هم سوخته، آنها را هم شست و شو بدهید. و تازه آنجا بود که چشم و صورتم را شست و شو دادند.»

برای آینده‌ام هزار نقشه داشتم
مادر سهیلا که همراه او در بیمارستان است، عکسی از دخترش به ما نشان می‌دهد. سهیلا ادامه می‌دهد: «می‌بینید؟ من وکیل بودم، زیبا بودم، مانند خود شماها درس می‌خواندم و برای آینده‌ام هزاران نقشه داشتم. من فقط 27 سال دارم و نمی‌دانم به کدام گناه باید این‌طور مجازات می‌شدم.» او با بیان اینکه شنیده است این اتفاق برای دختران بدحجاب اصفهان افتاده است، ادامه داد: «می‌گویند بدحجابان قربانی اسیدپاشی هستند، اما من حجاب عادی داشتم و کاملا هم معمولی بودم.» او با اشاره به اینکه دایی‌اش شهید شده است، گفت: «ما خانواده شهید هستیم. آن روز هم یک مانتوی بلند سورمه‌ای تنم بود.»
   
 کسی مراقب چشمان سهیلا نیست
مادر سهیلا درباره وضعیت کنونی دخترش گفت: «بیمارستان چشم نمی‌توانیم او را بستری کنیم، چون تمام بدنش نیاز به پانسمان و شست‌و‌شوی مداوم دارد و این کار را در بیمارستان‌های تخصصی چشم انجام نمی‌دهند؛ از طرفی دیگر او اکنون در بیمارستان سوانح و سوختگی بستری است و برای چشمان او هیچ کاری نمی‌کنند.» وی افزود: «مراقبت نکردن از چشمان سهیلا در این بیمارستان در حالی است که چشمانش باید مرتب شست‌وشو داده شود و پمادی که پزشک تجویز کرده به چشمانش بزنند، اما در این بیمارستان باید چندین بار برای پماد زدن به چشمان دخترم از آنها خواهش کنم تا این کار را انجام بدهند.» پدر سهیلا نیز در ارتباط با وضعیت دخترش گفت: «حالا که این اتفاق افتاده من از مسئولان تقاضا می‌کنم حداقل کاری بکنند که همین 20 یا 30 درصد بینایی که به گفته پزشکان امکان دارد برای چشم چپ دخترم بماند، از بین نرود.» دخترم زیبایی،  صورت، بینایی یک چشم، بخشی از یک دست و یک پا و اعصاب خود را از دست داده است. تو را به خدا امکاناتی فراهم کنید که این چشم چپش کمی دید داشته باشد.» او در همین رابطه افزود: «به پرستار چشمی که می‌خواستیم از بیرون بیاوریم تا از چشمان سهیلا تا زمان عمل مراقبت کند، اجازه ورود ندادند، اما از طرفی خودشان هم مراقبت نمی‌کنند و بدون شست‌و‌شو دادن فقط برای دردهای نفسگیر چشمان دخترم مرفین تزریق می‌کنند.»