پرستوهای خونین بال- ۹ جوانان -مجاهد شهید امیر فلاح

0
38
مجاهد شهید امیر فلاح

دانشجو آنلاین ۱۳۹۶/۷/۱۷-عصیانگر و شورشی
مجاهد شهید امیر فلاّح در سال ۱۳۴۴در خانواده ای متوسط در کبریت محله قائمشهر، چشم به جهان گشود. امیر دوران دبستان و راهنمایی را با موفقیت به پایان رساند.
او در سالهای بعد از انقلاب از هواداران فعال سازمان مجاهدین در کبریت محله و مجاور محله قائم شهر بود و به همین دلیل پاسداران و عناصر فالانژ رژیم کینه یی حیوانی نسبت به او داشتند. چون او به عنوان یک میلیشیای فعال و حرفه یی در تبلیغ آرمان مجاهدین برای آزادی؛ لحظه یی تردید نمی کرد. به همین دلیل هم یک بار در همان سالها دستگیر شد و تحت فشار شدید قرار گرفت تا دست از آرمان مجاهدین بردارد.
امیر بعد از آزادی بطور حرفه ای تر فعالیتش را آغاز نمود. چون از مدرسه اخراج شده بود در مجاور محلّه، نشریه فروشی می کرد که بارها و بارها مورد حمله چماقداران قرار می گرفت، ولی روز بعد با سروصورت زخمی فریاد میزد:” نشریه مجاهد ارگان سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران” و به این ترتیب رعشه بر اندام مرتجعین می انداخت. هنوز مدتی نگذشته بود که مجددا در حمله پاسداران رژیم به مجاور محلّه؛ دستگیر شد. با بردن او به کمیته ”مختار اسماعیلی” رئیس جلاد کمیته او را به زیر سنگین ترین شلاق و شکنجه‌ها گرفت و بی جهت دو ماه او را در زندان نگاه داشت.
جسارت انقلابی و بی باکی خصوصیت امیر بودکه با جثه ضعیف و سرکش خود؛ رژیم و مرتجعین را کلافه می کرد. بعد از آزادی از زندان به دلیل کسب صلاحیت لازم به فرماندهی یک تیم فروش نشریه رسید و دوباره بانگ رسای او مرتجعین را می لرزاند.
بعد از ۳۰خرداد و تحولات متعاقب آن در هشتم تیرماه ۶۰ امیر قهرمان در مجاورمحلّه توسط مزدوران برای سومین بار دستگیر شد و این بار شقاوت بارتر از همیشه او را شکنجه کردند، بطوریکه سروصورت و چشمانش کبود و پایش از کار افتاده بود و با همین حال او را برای محاکمه بردند و دو ساعت فرصت دادند که تسلیم شود. اما او گفت:” اگر اسلحه داشتم الان مغزتان را سوراخ سوراخ می کردم”.
مجاهد شهید فرهاد محسن پورکه شب اعدام او را دیده بود درباره وی چنین گفته است:” او داشت همراه دیگر شهدا قاسم شکری و نیکزاد مشهدبان و… نماز می خواند. بعد از نماز دعای ”اللهم النصر المجاهدین…” را با صدای بلند و رسا خواند و سپس جمله ای از”مسعود” گفت و صبح زود همراه چند تن از همرزمانش از جمله قاسم شکری؛ علیرضا ضامنی و مجید مدّاح و دو نفر دیگر تیرباران شد و به خیل شهدای مجاهد خلق پیوست.
پیکر این میلیشیای پرشور در حالی که 17 سال بیشتر نداشت توسط خانواده‌اش در مزار سیدنظام در قائم شهر دفن گردید.
خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95

 

گذاشتن پاسخ