جوانان – پرستوهای خونین بال شماره ۱۱

0
48
پرستوهای خونین بال شماره ۱۱

دانشجو آنلاین ۱۳۹۶/۷/۲۳-مجاهد شهید مژگان اسدی و یارانش
بی پروا و آسیمه سر
مهر ماه سال ۶۰ بود که، سید اسلامی و سه مزدور دیگر در خرم آباد به زندان شهربانی این شهر رفته و مجاهدان قهرمان زیبا، زهرا، شهناز، بهجت و مژگان اسدی را به دادگاه می‌برند. یکباره فضای دادگاه با خروش رعد آسای ”میلیشیا، میلیشیا در ره خونین مقاومت مقاومت” توسط آنها پر می شود. آنها همچنان شعار می دادند تا به نزدیکی بند می رسند. مجاهد شهید زیبا شهنازی مقابل در بند فریاد مقاومت مقاومت سر داده و اسامی برخی توابین خائن را با صدای رسا اعلام می کند تا عموم زندانیان آنها را بشناسند.
آنروز فضای خموده داخل بند با صدای مقاومت این زنان دلیر در هم شکست و یک باره شوری دیگر در جان زندانیان افتاد. سه تن از توابین و خائنینی که در دستگیری هواداران مجاهدین مستقیم و غیر مستقیم نقش داشتند قدم می زدند و سیگار می کشیدند.
فضای وحشتی که عوامل مزدور آنموقع در بند ایجاد کرده بودند، با صدای مقاومت خواهران درهم شکسته و جای خود را به شوری انقلابی داده بود.
پاسدار مسئول اعدام ها خواهران میلیشیا را تهدید کردکه: ”ببینید! کم بگویید مقاومت. همین امشب من خودم شما را اعدام خواهم کرد. همینطور اسدالله و فتح الله را من خودم اعدام کردم ”.
خواهران فریاد می زدند:« اعدام کنید، ما همیشه زنده ایم. این شما هستید که می میرید و بگور سپرده می شوید.»
خواهران در آخرین ساعات فرصت را غنیمت شمرده و شروع به نوشتن نامه و وصیت نامه برای مادر و پدر خود نمودند و همان روز که روز ملاقات بود، نوشته هایشان را به بیرون از زندان فرستادند.
ساعت ۱۲نیمه شب دادگاه تشکیل شد. ابوالحسن اعلمی حاکم ضد شرع؛ این دختران جوان را طی چند دقیقه محاکمه کرد و برای آنان حکم اعدام صادر نمودند. سایر زندانیان داخل بند همه بیدار مانده بودند. حوالی ساعت ۱ نیمه شب صدای الله اکبر خواهران در فضای زندان طنین انداخت.
۵خواهر قهرمان و یک برادر بنام جواد بیگدلی به سوی تیرک های دار رفتند. دژخیمان و جانیان رژیم؛ مجاهد شهید مژگان اسدی را به همراه خواهر دیگری به صورت الاکلنگی به دار کشیدند. او هنگام شهادت ۱۷ ساله بود.
خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95

 

گذاشتن پاسخ