بررسی شعار دانشجویان درقیام دی ماه اصول گرا -اصلاح طلب دیگه تمومه ماجرا-قسمت پایانی

0
198
بررسی شعار دانشجویان
بررسی شعار دانشجویان درقیام دی ماه اصول گرا -اصلاح طلب دیگه تمومه ماجرا-قسمت پایانی

دانشجو آنلاین ۱۳۹۶/۱۱/۳-بررسی شعار دانشجویان درقیام دی ماه اصول گرا -اصلاح طلب دیگه تمومه ماجرا-قسمت پایانی

بررسی شعار دانشجویان درقیام دی ماه اصول گرا -اصلاح طلب دیگه تمومه ماجرا
سوال: خامنه یی در موضعی که نسبت به تظاهرات و قیام دیماه گرفت اشاره به غارت اموال مردم توسط مؤسسه های اعتباری و ایجاد نارضایتی کرد و به نوعی خود ش را هم مقصر در این وضعیت دانست. اگر این تعبیر درست است من می گویم او هشیارانه عمل کرده ودارد همسویی با خواسته های مردم شده تا نارضایتی فروکش کند.آیا این طور نیست؟

جواب: این همان لحظه‌ایست که چرت دیکتاتور پاره می‌شود؛ هم‌چنان‌که شاه می‌گفت: «صدای پیام انقلاب شما را شنیدم»، خامنه ای هم ناگزیر است که این‌جا بگوید من مسئولم. البته این حرف و این رویکرد خامنه‌ای دوتا ویژگی دارد:
یکی این‌که دیرهنگام است. اگر خاطرتان باشد، در خیلی از تظاهراتی که غارت‌شدگان می‌کردند، به بیان خودشان می‌گفتند «خامنه‌ای رهبر». الفاظی که مجبور بودند در صحنه تظاهرات بگویند. خامنه‌ای هم سکوت می‌کرد. حالا اما شعارها عوض شده و به او می‌گویند که باید گورت را گم کنی. او به فکر این افتاده که بگوید من هم مسئولم و من هم دنبال می‌کنم. خصلت دومش هم این است که خیلی بیهوده است. اصلاً پاسخ مسأله این نیست. رژیم نمی‌تواند مشکلی از مشکل‌های مردم ایران را که ۴۰ سال است گریبان جامعه را گرفته حل کند. گره کار این‌جا نیست؛ گره کار از زبان مردم، آن هم از شعارهای پرمعنایی که از کوچه و خیابان و از ته دل مردم بلند می‌شود، گویاست. مثلاً می‌گویند «آسید علی ببخشید ـ دیگه باید بلند شید». یعنی دیگر دنبال کردن این‌ها را کنار بگذاری و بروی پی کارت!

سؤال: گاهی این تعبیر وجود دارد که شعارهایی که در تظاهرات علیه روحانی داده می شد در نهایت به نفع خامنه ای است و خصلت جناحی دارد شما نظرتان چیست؟

جواب : فکر می‌کنم یک شعار پر معنایی که آن را از کف خیابان و میدان انقلاب و دانشگاه تهران اولین بار شنیدیم ـ و بعد هم در قیامها می شنیدیم ـ شعار «اصلاح طلب، اصول‌گرا ـ دیگه تموم ماجرا» است. یعنی ماجرایی به آن معنا که بود، تمام شده است. من فکر می‌کنم آن چیزی که مایه غافلگیری حاکمیت در خارج و داخل ـ با هر اتیکت و برچسبی ـ شده است و کل این بساط را برهم زده، این است که این قیام و این خیزش عمومی ، میز امنیتی پدیده‌یی به نام روحانی را به هم زد. روحانی که نماینده خامنه‌ای در شورای امنیت و اتمی بود و بعد هم در انتخابات ۹۲ و ۹۶ این میز برای حفظ نظام بوده است.
الآن این توفان قیام با شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای روحانی» و «مرگ بر خامنه‌ای» کل این بساط را برهم زده است. این اتفاقی است که افتاده. این ماجرا به سرانجام رسیده و هدفش کل بساط امنیتی سیستم است و برایش دولت و اصول‌گرا و اصلاح‌طلب تفاوت ندارد. این پروژه امنیتی حفظ نظام در مرحله آخر بوده که بالکل در توفان انقلاب برچیده شده است.
این قیام، قفلی را شکست، فصلی را ورق زد، تلنگری محکم به برخی باور‌ها زد و لرزه بر ارکان بنیادین حاکمیت ولایت فقیه افکند. قفلی که پس از سرکوب افسارگسیخته قیام ۸۸ مثل بختکی بر جامعه افتاده بود، شکست. فصلی را گشود که رو به افق‌های سرنگونی ولایت فقیه راه می‌برد. تلنگری محکم بر باورهایی زد که میان دو جناح حاکمیت، بازی نرد می‌کردند و برای کشتی متلاطم ایران تحت سلطه اشرافیت فاسد آخوندی، ساحل‌سازی مجازی می‌کردند.
این باور محکم جامعه ایران و جوانان است که کل این حاکمیت باید برود؛ چیزی به نام اصلاح طلب یا اصولگرا وجود ندارد و همه غلامان حلقه بگوش ولایت فقیه هستند. همه علیه مردم هستند که با حرفهای دهان پرکن؛ برای این حاکمیت و طول عمر آن زمان می خرند.

سئوال:چرا می گویید این قیام پایان بازی دو سره گی حاکمیت و بازی نرد بین دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا بود؟

این قیام ، با هر فراز و فرودی، دیگر متوقف نخواهد شد. هراس حاکمیت برای پهن کردن و چیدن زنجیرها و حصارهای جدید در شهرها، بهترین گواه ریشه دواندن قیام در بطن جامعه به جان آمده ایران است. حالا دیگر نان و آب و خاک و آتش و هوا هم علیه سرتاپای حاکمیت آخوندی متحد شده‌اند. کدام نان و آب و آتش و هوایی هست که در خانه‌یی کانون «نه» بزرگ به ولایت فقیه نباشد؟ یا بخواهد از این باند به باند دیگر پناه ببرد؟

بن‌بست از این لاعلاج‌تر چیست که پس از چهل سال تیرباران، اعدام، سانسور، تجاوز و تطاول، ترویج رعب و پهن کردن فساد اجتماعی و اقتصادی، هر دو شرکت سهامی حکومتی، توان تعریف و تحلیل و شناخت واقعیت این دو هفته را ندارند. برای فرافکنی نسبت به پرونده سیاهشان، اصلاً نزدیک به هویت مستقل و ایرانی بودن قیام نمی‌شوند. همان روش دیکتاتورها ـ مثل استالین و هیلتر ـ را برای وابسته نامیدن جنبش گرسنگان و قیام غارت‌شدگان پهن می‌کنند. مواضعی که باند خاتمی و روحانی علیه قیام مردم گرفتند برای همیشه برگ ذخیره اصلاح طلبی را سوزاند. و در واقع آنان با بیان واقعیت و درون خود دیگر مرزهای کذایی را پاره کرده نقاب از چهره خود برداشتند و دیگر بلا مصرف شد.

سوال: بنابراین می رسیم به سوال آخر این تظاهرات و به تعبیر شما قیام، چه ویژگی داشت که شما آن را عبور از باندهای درونی رژیم می نامید؟ آیا واقعا این بازی تمام شده است؟

جواب: به نظر من این خیزش سراسری که به درستی باید به آن قیام گفت از چند ویژگی برجسته برخوردار بود:
اول اینکه حاصل تضادهای درونی باندهای رژیم نبود و از آن تاثیر نپذیرفته بود
دوم اینکه به تعبیر بسیاری از کارشناسان، انقلاب فرودستان و گرسنگان بود یعنی محرومترین اقشار و طبقات اجتماعی در آن نقش داشتند
سوم اینکه گسترده و فراگیربود. عمده شهرهای ایران را در برگرفت .دریک گستره جغرافیایی وسیع رژیم را زمین گیر کرد و در ۱۴۲ شهر تظاهرات و قیام شکل گرفت
چهارم اینکه به سرعت غیر قابل پیش بینی گسترش یافت. یعنی به محض شنیده شدن قیام مردم مشهد بلافاصله شهرهای مجاور وبعد در روزهای بعد تمام شهرهای ایران به یک باره به این خیزش پاسخ دادند
پنجم: شعار های تظاهر کنندگان به خوبی ماهیت جنبش را نشان می داد. شعارها به تعبیر جناح های حاکمیت ساختار شکننانه بود. خامنه وروحانی نمادهای هردو باند و کل حاکمیت را نشانه گیری کرده بود و جای تردید باقی نگذاشت که بازی مدره وسخت سر و اعتدالی و افراطی تمام شده است.
پایان

خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95

 

گذاشتن پاسخ