ایران-نامه زندانی سیاسی آتنا دائمی از زندان: جانم آتش گرفت از این همه ظلم و جنایت و تبعیض

0
44
آتنا دائمی

دانشجو آنلاین ۱۳۹۶/۳/۲۵-زندانی سیاسی آتنا دائمی از بند نسوان اوین طی نامه ای از زندان نوشت:
مرداد ٩٣بود که اولین حملات بی رحمانه داعش بر علیه مردم بی گناه و بی سلاح از مناطق کردنشین سوریه و از کوبانی شروع شده بود. در همان روزها حملات اسرائیل علیه مردم غزه آنقدر در صدر خبرها بود که صدای زنان و کودکان محبوس در کوهستان های اطراف کوبانی به جایی نرسید، آنقدر بی صدا بودند که خودکشی را به تجاوز و اسارت ترجیح دادند و خود را از فراز کوه به آغوش مرگ پرت کردند. جانم آتش گرفت از این همه ظلم و جنایت و تبعیض، با دوستان تصمیم گرفتیم به جای تماشاچی بودن، برای محکوم کردن این جنایات در مقابل دفتر سازمان ملل و سفارت ترکیه در ایران تجمع کنیم. همان روزها رفتیم و تنها سلاحمان چند نوشته روی کاغذ بود، تعدادمان کم بود و قلبمان مملو از درد، درد عدم استقبال از حرکتی مردمی و مسالمت آمیز، درد برخورد نیروی انتظامی و امنیتی ها، درد تنها بودن آوارگان، درد سکوت در برابر جنایت ها.
به یاد بهار همان سال افتادم که عده بیشتری خواستیم برای نجات سربازان و مرزبانان وطن که در گرو گروهک جیش العدل بودند در مقابل سفارت پاکستان تجمع کنیم اما پیش از رسیدن به مقصد با فحش رکیک و باتوم و صدای وحشتناک موتورهای ضدشورش ماموران امنیتی مواجه شدیم. ما که به دنبال صلح بودیم ما که اتفاقاً ضد شورشی بودیم که سالها پیش تحت عنوان جنگ شیعه و سنی بر پاشده بود و تمامی نداشت و ندارد جنگی که سالهاست منجر به کشته و اعدام شدن هم وطنان کرد و عرب و بلوچ اهل سنت در ایران و گروگان گیری و کشتن و هتک حرمت به شیعه در کشورهای اهل سنت میشود. عاقبت این اعتراضات مسالمت آمیز برای من و امثال من بازداشت بود و زندان. از هر دروغ و افترا و اتهام و نقض قانونی استفاده کردند که محکوممان کنند به اجتماع و تبانی جهت بر هم زدن امنیت کشور!! اسپری رنگمان که روی دیوارها نوشت نه به اعدام، حکم سلاح علیه امنیت کشور را داشت! در برگه های بازجویی می نوشتم مخالف اعدامم چون اولین حق هر انسان حق حیات است و چون اعدام بازدارنده ى ارتکاب جرم نیست. در همان روزها همین حرفها در مجلس شورای اسلامی گفته شد و چند ماه بعد مجازات اعدام در خصوص عده ای لغو شد اما نمیدانم چرا من مى بایست در سلول های انفرادی سپاه، زیر پنجره‌های سیمانی، تحت شکنجه های روانی باشم و به تهدیدهای بازجویان سپاه فکر کنم، نمی‌دانم چرا برای این اعتراضها و حرفها تهدید به اعدام شدم، تهدید به تبعید قرچک، تهدید به بازداشت تک تک اعضای خانواده ام، در آن روزهایی که فریادهای بازجوهای سپاه در سرم می پیچید و با انواع فحش و توهین در دادگاه چند دقیقه ای محاکمه مى شدم، در مقابل چشمانم حکم اعدام ده کُرد به آنها ابلاغ شد و در همان ایام جنازه یکی از همان مرزبانان گروگان گرفته شده به ایران بازگشت و چهار سرباز دیگری که جان سالم به در بردند تنبیه شدند که چرا خواب بودند!!! در آن روزهایی که میگفتند زبان کُردی را خدا آزاد کرد فعالان مدنی کُرد با انواع اتهامات امنیتی همچنان در زندان بودند و هستند. همان ها که خواهان تدریس زبان مادری شان در مدارس هستند! در آن روزهای پر فشار بازجویی ها و سلولهای انفرادی سپاه، حملات داعش روز به روز گسترده تر شد و من و امثال من برای حفظ امنیت کشور با اتهامات واهی به حبس سنگین محکوم و همچنان در زندانیم و باید از جان بگذریم تا از خانواده مان محافظت کنیم!!و حالا گفته مى شود داعش به تهران رسید! آن هم با وجود این همه تدابیر شدید امنیتی !!!با شنیدن این خبر اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد خودزنی و مظلوم نمایی بود برای حذف خود از لیست تروریست و حامی تروریست بودن در جهان! جنایاتی که در تهران رخ داد ترقه بازی نامیده شد اما برای من همچنان جنایت است و از سوی هر کس و هر گروهی و با هر هدفی که باشد محکوم است و قربانی کردن مردم بی سلاح برای رسیدن به اهداف سیاسی جنایت علیه بشریت است. حال همان هایی که در بازجویی ها و دادگاه فریاد مى زدند که مردم کوبانی و سوریه به تو چه! زنان ایزدی به تو چه! سربازان گروگان گرفته شده به تو چه! جنایت داعش به تو چه! جنگ شیعه و سنی به تو چه! و صلح به تو چه! امروز برای توجیه در زندان بودنم یا آزار خانواده ام، مرا یا حامی تروریست و داعش معرفی می‌کنند یا عضو مجاهدین و بهایی و …شاید منظورشان از تروریست کردهای سرزمینم باشد که سالها پیش از شکل گیری و اعلام وجود داعش بازداشت شدند و تحت شکنجه های وحشیانه و داعش طور و برای دور نگه داشتن عزیزانشان از تجاوز و اسارت و تهدیدها به هر اعترافی تن دادند تا سربازان گمنام به رهبرشان بگویند آری همین ها بودند که امنیت کشور را به خطر انداختند و حالا با اعدامشان کشور در امنیت است! همان هایی که دسته جمعی و با استخوان های شکسته راهی چوبه دار و حالا در گور خفته اند در حالی داعشی معرفی مى شوند که سال ها پیش از وجود داعش زندانی و بعد اعدام شدند! یا شاید منظورشان از مجاهدین کسانی است که سال ها پیش بی اینکه حکم اعدام داشته باشند به خاک افتادند و حالا خانواده هایشان بی هیچ سلاحی بازداشت و با اتهام محاربه که سال ٩٢از قانون مجازات حذف شد همچنان بی هیچ مرخصی سال هاست که در زندانند در حالی که طبق قوانین خودشان میبایست آزاد می بودند.
و من چون به عنوان فعال حقوق بشر از آنها یاد کردم خیلی طنز آلود هم بی خدا هستم هم مسلمان هم بهایی هم مسیحی و هم شیعه هم سنی، هم کُرد هم تُرک، هم مجاهد هم چپ هم اصلاح طلب و…شاید کودک کار هم باشم و بی خبر! شاید بشود عده ای را با این حرفها و دروغها گول زد اما ما که در چنگ شما هستیم و دروغها و تهمتها و شکنجه ها و تهدیدهایتان را از نزدیک و با تمام وجود لمس کردیم سر سوزنی به حرف هایتان اعتماد نداریم.
من آتنا دائمی فعال حقوق بشر کاملاً مستقل از هر بشری فارغ از عقیده و رنگ و نژاد که مورد ظلم و بی عدالتی قرار میگیرد حمایت و هر جنایتی علیه بشریت را نیز محکوم خواهم کرد. جنایت رخ داده در تهران را به مردم شریف ایران تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم امنیت و آرامش و صلح حقیقی در ایران عزیزمان حاکم شود.
آتنا دائمی
۲۱/۳/۹۶
بند زنان زندان اوین

خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95

گذاشتن پاسخ