ایران-جوانان-پرستوهای خونین بال شماره۷

0
87
پرستوهای خونین بال

دانشجو آنلاین ۱۳۹۶/۷/۵-مجاهد شهید مجید هادیان
دوستان من خدا وخلق هستند

مجاهد شهید مجید هادیان در سال ۱۳۴۴در خانواده ای محروم در نهاوند متولد شد. او زندگی کوتاه اما پربارش در فقر گذشت و به همین دلیل سختی زندگی توده های محروم را بخوبی درک و فهم می کرد.
مجید در تمام دوران تحصیلی از جمله شاگردان ممتاز بود و بعلت هوش و ذکاوت زیادش در سن ۱۲سالگی وارد فعالیتهای سیاسی شد ود ر جریان انقلاب ضدسلطنتی فعالانه در تظاهرات جست.
وی پس از پیروزی انقلاب؛ تحت تاثیر مبارزات حماسی مجاهدین و مخصوصا زندگی و شهادت گل سرخ انقلاب مهدی رضایی؛ به مجاهدین پیوست و هر چه بیشتر با آرمانهای سازمان آشنا شد. به این ترتیب روز به روز شور و اشتیاقش برای نبرد برای آزادی؛ بیشتر و بیشتر می شد و بارها به دوستان و همرزمانش گفته بود :” من به آرزویم رسیده ام”.
شور انقلابی او در فروش نشریه مجاهد و فعالیت تبلیغاتی شگفت آور بود. باین علت ۳بار دستگیر شد. اولین بار که دستگیر شد تلاش کرد تا از دست نیروهای سرکوبگر رژیم بگریزد و به همین علت پایش شکست. او چندین بار از دست دژخیمان خمینی گریخت.
سال دوم دبیرستان بود که به دلیل فعالیت هایش او را از مدرسه اخراج کردند. مجید در پاسخ سرزنش اطرافیانش می گفت : ”من راهم را انتخاب کرده ام، ما پیک های انقلاب هستیم. انقلابی حسینی، انقلابی علی وار که قطعا جامعه را زیر و رو خواهد کرد و مستضعفان را به حاکمیت خواهد رساند و چه باک اگر مرا هم بکشند”؟
در بحبوبه ۳۰ خرداد ۶۰ برغم اینکه تهدیدات زیادی برای او وجود داشت، اما او بی باکانه و شجاع به فعالیتهایش ادامه می داد. تا اینکه بعدازظهر روز پنجم مرداد سال ۱۳۶۰ در خیابان کمربندی نهاوند؛ توسط پاسداران دستگیر شد.
پاسداران ظلمت و تباهی تصور می کردند که مجید از مسئولین سازمان مجاهدین خلق در نهاوند است و به همین دلیل او را به زیر سنگین ترین شکنجه ها بردند که دو ماه تمام ادامه یافت. بارها او را به بیابانهای اطراف برده و صحنه های اعدام مصنوعی برایش ترتیب دادند. اما با اراده ای پولادین در برابر پاسداران ایستاد و شکنجه‌گران نتوانستند از او اطلاعاتی بگیرند. آنها می خواستندکه مجید نام دوستانش را لو بدهد، اما تنها یک جمله را از مجید می شنیدند که:« دوستان من خدا و خلق هستند و من دوستی جز آنان ندارم.»
طالبیان یکی از جلادان و بازجوها برای به زانو کشاندن مجید به وی گفته بود اگر حتی نام یکی از دوستانش را بگوید اعدامش نمی کنند اما این مجاهد دلیر در پاسخ گفته بود:« من از اعدام نمی ترسم راه خودم را انتخاب کرده ام و هر چه می خواهید بکنید.»
سرانجام مجید را در حالی که تنها ۱۶ سال بیشتر نداشت؛ در سحرگاه خونین ۲۵شهریور ۶۰ همراه با ۳ تن دیگر از همرزمانش به جوخه تیرباران سپردند. تنها جرم مجید و یارانش؛ پایبندی و تبلیغ آرمان مجاهدین بود.
وی پیش از شهادت؛ شهادتین خوانده و خود را مجاهد خلق معرفی نموده بود. پیکر پاک این شهید مجاهد خلق در باغ بهشت نهاوند به خاک سپرده شده است.

خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95

گذاشتن پاسخ